خرید بک لینک
خیلی وقته هی میام اینجا بنویسم اما دست و دلم به نوشتن نمیره. شاید دلیل اصلیش این باشه که از خرداد ماه یه خانم به کادر موسسه ما اضافه شد و خیلی خیلی خوشحالم که چنین همکاری پیدا کردم. خیلی خیلی خصوصیات اخلاقیمون با هم جوره و همدیگه را خیلی دوست داریم و خب محرم اسرار هم هستیم و درد دل هامون را با هم میکنیم. فقط ایشون یه مقدار بیش از حد نسبت به من لطف داره و این گاهی اذیتم میکنه . اینکه انقدر از من تعریف میکنه و خودش را دست پایین میگیره ! پدرش گهگاهی رفت و آمدی به محل کار ما داشت توی این چندین سالی که من اینجا بودم و بنده خدا وقتی بهش زنگ میزنند که دخترت مایل به همکاری با ما هست؟؟ به دخترش میگه چی بهتر از این که قراره با خانم (د) همکار بشی . الان هم که دخترش به خاطر حقوق اینجا که اداره کاری هست و میخواسته بره جای دیگه ، بهش گفته اونجا دیگه خانم د نیست ها ! همه مثل خانم د نیستندها ، زیرآبت را میزنن ها !! بمیرم الهی . بنده خدا چقدر نسبت به من لطف داره واقعا. دخترش هم که مرتب میگه شما فرهیخته ای ، شما فلانی شما بهمانی . اوایل این حجم از تعریفهاش اذیتم میکرد اما الان دیگه بی خیال شدم و به خودم نمیگیرم اصلا. و علتش را هم اعتماد بنفس پایین همکارم میدونم. چون بنظر من خوبی توی وجود خودش هست اما نمی تونه ببینتش و همش از خودش انتقاد میکنه. اول که قرار بود یه نیروی جدید بگیرن مدیرعامل به من گفت کسی را سراغ نداری و من هم دو نفر از اقوام خودم را معرفی کردم و حتی اومدن و رزومه دادند و خیلی خیلی دلم میخواست یکیشون را انتخاب کنند تا تونسته باشم قدمی براشون بردارم اما وقتی گفتند یه خانم دیگه را گرفتیم با خودم گفتم حتما قسمت نبوده دیگه چون شدیدا معتقدم که اگر خدا میخواست میشد و حتی وقتی مدیرعامل

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 15:37

چند وقتیه سریال " this is us" را شروع کردم. الان قسمت12 از فصل 2 هستم. واقعا چقدر بعضی این سریال های امریکایی آموزنده ن و درس زندگی میدن! چقدر انسان موجود عجیبیه و چقدر همه چیز در روان انسان پیچیده ست. با داستان خانواده ای آشنا میشیم توی این سریال و از کودکی تا بزرگسالیشون را به نظاره میشینیم. با غم ها و شادی هاشون ، با مشکلات روحیشون ، با عاشق شدنهاشون ، با از دست دادنهاشون .چقدر برداشت ما از پدر مادری کردن برای بچه هامون با اون چیزی که واقعا بچه ها می بینن متفاوته. نمی دونم چجوری توضیح بدم . خودتون باید با این سریال همراه بشید + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 8:58 توسط بانو  | 

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 15:37

مشغول مطالعه کتاب " مادری که کم داشتم " هستم. به شدت توصیه میکنم خوندنش را . باعث میشه هم با مشکلات دوران کودکی خودمون روبرو بشیم و هم بتونیم مادر خیلی بهتری برای فرزندمون باشیم. واقعا مادری کردن عجب مسئولیت عظیمیه . اگر می دونستیم مادر برای کودک چه معانی ای داره به نظرم اصلا زیر بار مادر شدن نمیرفتیم!!!!!!! و باز به این نتیجه میرسیم که "عشق" و تنها " عشق" + نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 7:42 توسط بانو  | 

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1402 ساعت: 12:38

صفحه بندی